تبليغاتX
سجده گاه عشق

عرفه

دلم هواي باريدن دارد و نمي‌بارد. بغضم ميل شكستن دارد و نمي‌شكند.

مي‌خواهم در ابري‌ترين لحظه‌ها فرياد بزنم

و از باران عرفه سيراب شوم.


و اما باز اين اشك است كه از جاده‏هاى دل مى‏گذرد

و در كوير نياز ساكن مى‏شود .

دوباره كبوترهاى محرم خيال، با خاك عرفات ، تيمم مى‏كنند

راستى امروز اگر تشنه‏ى قطره‏اى از فرات عاشقى شويم

و تا دجله‏هاى دل‏دادگى قصد دويدن كنيم،

بايد به كدامين ابر، تمناى باريدن كنيم تا زير باران معرفت، عرفه را بيابيم؟

معشوقا ! به دنبال آسمانى‏ترين واژه‏ام تا يكى از هزار نام نيكوى تو را بخوانم ...


پس درياب به نگاهى اين همه نياز را اى بى‏نياز ...

حاج حمید

پ.ن:

یادتون نره میان ربنای سبز دستاتون دعام کنید

!! نوشته شده توسط زهرا هدایتی | 8:0 | یکشنبه هفدهم آذر 1387 •