سجده گاه عشق
خدا هم خانه دارد....!
عرفه

دلم هواي باريدن دارد و نميبارد. بغضم ميل شكستن دارد و نميشكند.
ميخواهم در ابريترين لحظهها فرياد بزنم
و از باران عرفه سيراب شوم.
و اما باز اين اشك است كه از جادههاى دل مىگذرد
و در كوير نياز ساكن مىشود .
دوباره كبوترهاى محرم خيال، با خاك عرفات ، تيمم مىكنند
راستى امروز اگر تشنهى قطرهاى از فرات عاشقى شويم
و تا دجلههاى دلدادگى قصد دويدن كنيم،
بايد به كدامين ابر، تمناى باريدن كنيم تا زير باران معرفت، عرفه را بيابيم؟
معشوقا ! به دنبال آسمانىترين واژهام تا يكى از هزار نام نيكوى تو را بخوانم ...
پس درياب به نگاهى اين همه نياز را اى بىنياز ...

پ.ن:
یادتون نره میان ربنای سبز دستاتون دعام کنید
!! نوشته شده توسط زهرا هدایتی
| 8:0 | یکشنبه هفدهم آذر 1387
•

